خلاصه کتاب:
پدر خورشید ، کارگر کارخونه امیرعلی کیان آراست . اما طی یک حادثه ای ضرر چند میلیاردی به کارخونه می زنه. امیرعلی ادعای خسارت می کنه ، پدر خورشید قادر به پرداخت نیست و امیرعلی که مرد ۳۳ ساله و متاهلی هست، شرط می زاره، پدر خورشید باید خسارت و پرداخت کنه و در صورت قادر نبودن در پرداخت خسارت ، یا باید به زندان بره و یا دختر ۲۰ سالش و به عقدش در بیاره…
خلاصه کتاب:
بین آدمها فاصله ها زیاده اما ممکنه یک تار مو شباهت تمام زندگیشونو به هم گره کنه, قصه ی یک میوه به ظاهر کرم خورده, قصه یک پوسته ای که هنوز باطنش و ذاتش و باورهاش سالمه, قصه ی آدمی شاید شبیه خودمون, باز هم یک زن و یک مرد و خانواده و اجتماع, قصه دو تا خانواده است. دوتا آدم کاملا متفاوت که از هم دور افتادن, گذشته باعث این موضوع شده, پدری که پسر رو برای حفظ آبروش دور نگه داشته….
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " وب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.