خلاصه کتاب:
من الویزه بریجرتون هستم مامان تو میگی من باید از یه پسر خوشم بیا اما من میگم هرگز هرگز هرگززز!!! اونم با سه تا علامت تعجب!!! کاملاً مطمئنم که هیچ وقت ازدواج نمی کنم. اگه اون بیرون کسی مال من بود فکر نمی کنی تا الان پیداش کرده بودم؟ اما با دیدار آقای فیلیپ فهمیدم ک… این آخرین فرصت منه. سرنوشت رو با دو دستم چسبیدم… و دوراندیشی رو دادم به باد هوا آقای فیلیپ، لطفا لطفاً تموم اون چیزهایی باش که تصور کرده بودم هستی. چون اگه همون مرد باشی که نامه هات ادعا دارن، فکر کنم بتونم عاشقت بشم…
خلاصه کتاب:
رمان شهبانو انتخاب مناسبی برای دوستداران داستانهای قدیمی… قصه شهبانو در اواخر حکومت رضا شاه اتفاق میافتد. در روزهای بعد از کشف حجاب… اما شهبانو که از خانوادهی پر جمعیت، مرفه و سنتیست، هنوز با چادر و روبنده بیرون میرود و از کتابفروشی محله، کتابهای مورد علاقهاش را میخرد. او عاشق و دلباخته سهراب، شاگرد کتابفروشی آمیرزا میشود. درست همان روزهایی که عبدالرحمان، برادر شوهر خواهرش، پسر یکی از بازاریهای با نفوذ خواستگار پر و پا قرص او است… اما سرنوشت چیز دیگری برای شهبانو رقم میزند، چیزی دور از ذهن…
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " وب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.